نازعات313

آخرین نظرات
نویسندگان

ابوبکر البغدادی خلیفه خودخوانده گروه تروریستی داعش در فایل صوتی با ناتوان خواندن آل سعود در جنگ با یمن پیش بینی کرد که این جنگ نسخه سعودی ها را خواهد پیچید.


 

به گزارش سی ان ان، ابوبکر البغدادی گفت: آل سعود اهل نبرد نیستند و «طوفان قاطعیت» آن ها وهمی است که به زودی خودشان را نابود خواهد کرد.

این سخن البغدادی به معنی مخالفت با حمله به یمن و کشتار مردم این کشور نیست بلکه وی معتقد است ناتوانی آل سعود باعث نفوذ بیشتر ایران در منطقه شده و لازم است که خاندان سعودی نابود شوند تا به ادعای سرکرده گروه تروریستی داعش مردم حول محور خلافت ادعایی وی گرد هم آیند.

این فایل صوتی از البغدادی همچنین در شرایطی منتشر می شود که گزارش های متعددی از وخامت وضعیت جسمانی او خبر داده اند و برخی نیز شدت جراحت وی در حمله به مواضع داعش را در حدی ارزیابی می کنند که ممکن است به فلج شدن وی منجر شود.

در این فایل صوتی که «خرد و کلان هشیار باشید» نام گرفته است، البغدادی بسیاری از حاکمان منطقه از جمله آل سعود را از همپیمانان و در خدمت منافع یهودیان می خواند و در بخشی از آن می گوید: هواپیماهای حاکمان جزیره العرب کجا بودند تا یهود را در معراجگاه رسول خدا (مسجد الاقصی) هدف قرار دهند؟ حمایت آل سعود و همپیمانان آن ها از یک میلیون مسلمان برمه (میانمار) که قتل عام می شوند چنانچه گویی از مادر نزاده اند، کجاست؟ در برابر توپخانه های نصیری ها (علویان) کجا بودند؟ حاکمان شبه جزیره رسوا شده اند و عیبشان نمایان شده است؛ خیانتشان بر همه مسلمانان واضح است و حقیقت خود را نشان داده اند.

این انتقاد سرکرده گروه تروریستی داعش از سکوت آل سعود در برابر رژیم صهیونیستی نیز در حالی است که تروریست های داعش صرفنظر از کشتار مسلمانان شیعه و سنی، خود هرگز علیه صهیونیست ها اقدامی نکرده اند به طوری که مجروحان آن ها به وسیله صهیونیست ها مداوا می شوند.

البغدادی در پاسخ به اقدام نکردن علیه صهیونیست ها، شیعیان را «دشمنان نزدیک» می خواند که نابود کردن آن ها «بر نبرد با دشمن دور (صهیونیست ها) اولویت دارد.»

ابوبکر البغدادی جنگ یمن را «آخرین نفس های آل سعود» خواند و آرزو کرد این خاندان نابود شود تا «مسلمانان در حول خلافت داعش گرد هم آیند.»

خلیفه خودخوانده داعش از مسلمانان خواست که به سرزمین خلافت ادعایی او مهاجرت کنند.

گروه تروریستی داعش پس از اشغال بخش های از کشورهای عراق و سوریه جنایت ها و کشتارهای متعددی را علیه مسلمانان اعم از اهل سنت و شیعیان، مسیحیان و ایزدی ها مرتکب شده است.


منبع : جام جم


 
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۴:۲۶
امیر مهدوی
قال رسول الله صلی الله علیه و آله

قلب  سه گونه است : قلبی که به دنیا مشغول است و قلبی که به آخرت  مشغول است و قلبی که به مولا مشغول است. اما قلبی که به دنیا مشغول است، همواره  دچار سختی و بلا خواهد بود و قلبی که به آخرت  مشغول است، همواره درجات عالی خواهد داشت. ولی قلبی که به مولا مشغول است، هم دنیا و هم آخرت وهم مولا را خواهد داشت...

میزان الحکمه -ج 2 ص 3473

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۱:۲۱
امیر مهدوی

آورده اند در همین نزدیکی ها شخصی نسبتا متمول زندگی می کرد به نام کربلایی باقر. که ازیک چشم  نا بینا بود.ثروتی داشت و باغ انگوری  که عده ای از دوستان دنیایی از آن استفاده می کردند.و از او با احترام یاد می نمودند. کل باقر کل باقر (کربلایی باقر) از سر زبان آنها نمی افتاد از قضا بدی روزگار به او روی آورد و تمام دارائیش از دست رفت و به هر علتی باغش هم دیگر انگور نداد وقتی که تهی دست شد در اندک زمانی همه ی دوستان دنیایی ومگسان گرد شیرینی که قربان صدقه اومیرفتند به او پشت کرده و به جای کل باقر

با تمسخرتحقیراورا باقر کور  صداه میکردند. کل باقر خوداین داستان را این گونه تعریف می کند.......

   تا که باغم داشت انگور عسگری

                                بردوستان داشتم من سروری

از قضا این باغ بی انگور شد

                               نام من برگشت و باقر کور شد

 این حکایت به ما می آموزد که دوستان حقیر دنیایی وبریده ازخدا نان را به نرخ روز می خورندو.....

تا وقتی با انسان دوست هستند که بتوانند از اواستفاده نمایندبه محض اینکه مشکلی پیش آمد و دیگر دوستی او سودی نداشت(به اصطلاح تاریخ مصرفش گذشت)به امان خدا رها می شود گویی که اصلا به آنها خدمتی نکرده است و او می ماند و اعمال زشتش که خدمت به دنیا پرستان و ظلم به زیر دستان است اینجاست که باید تاوان گذشته شومش را  پرداخت نماید.آری این است نتیجه ی تکیه کردن بر غیر از خدا ودل خوش کردن به قدرت های ستمگرو....تاریخ پراست ازاین داستان های عبرت آموز .

ان ربک لبلمرصاد...

پس با کسی رفیق شو ودوستی کن که به یاد خدا باشد وتورا نیز به یا خدا بیندازد

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۰:۵۹
امیر مهدوی

مروری بر روند زندگی بعضی ازشخصیت های تراز اول نظام وفراز وفرود های که درطول فعالیت سیاسیشان داشته اند نا خود آگاه انسان را به صدر اسلام وحال وهوای آن دوران می کشاند و دچار حیرت می نماید

مگر می شود کسانی که روزگاری درصف اول مجاهدان بوده اند وبرای اعتلای دین مقدس اسلام ویاری پیامبر(ص) از هر آنچه داشته اند حتی جانشان می گذشتند واگر مالی داشتند با برادران دینی خود تقسیم می نمودند که مبادا درحکومت اسلامی که مظهر عدالت است کسی احساس کمبود نماید به یکباره با فاصله نه چندان زیاد ازرحلت پیامبر(ص) درچنان اشرافی گری غرق شوند که گویی اطرافیان کسری وقیصرند نه امت پیامبر خاتم(ص) ؟

و دراین مسیر به اندازه ای پیش روند که درمقابل خلیفه ای که خود آنان در بیعت با او از همدیگرسبقت می گرفتند و او را مجبور به قبول خلافت کردند شمشیر کشیده و فتنه ای بنا نهند که بعد از صدها سال همچنان ادامه دارد... فتنه ای که از جمل شروع سپس صفین و نهروان تا عاشورا وکشتن فرزندرسول خدا واسارت اهل بیت او و.. همه این وقایع تلخ توسط خواص ونخبگان آن زمان اتفاق بیفتد.

مگر می شود کسی که به فرموده امیرالمومنین(ع)شمشیرش غبار غم را ازچهره پیامبر پاک می کرد با اینکه می دانست حق کجاست اما درمقابل امام زمانش همان شمشیر را بکشد وخود به امام کفر تبدیل شود و صدها مطلب دیگر که دراین نوشته نمی گنجد. آری!قبول این ماجرای غم انگیز سخت است ولی واقعیت دارد، همین سئوالات و مگرمیشودها در ارتباط باشخصیتهای امروزی که به همان سرنوشت دچار شده اند صادق و دارای مصداق است. باورش شاید قدری مشکل باشد ولی در حال حاضر هستند نخبگانی که جزء یاران امام (ره)بوده سالها رنج زندان وتبعید کشیده ومرارتها دیده اندولی متاسفانه بعضی در زمان امام(ره)وبعضی هم پس از رحلت آن عزیز، راهشان ازانقلاب ومردم جداشد وبه قهقرا رفتند هرچند برخی خود راپیرو خط امام می دانند ولی عملکرد آنها با خط امام منافات داردچرا که نحوه زندگی کردن امام بازندگی این آقایان ازآسمان تازمین تفاوت دارد. امام(ره) تاآخرین لحظه عمر مبارکشان دربرابر جهان خواران ازخدا بی خبر ایستادوفرمود:

قدرتها و ابرقدرتها و نوکران آنان مطمئن باشند که اگر خمینی یکه و تنها هم بماند، به راه خودکه راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت پرستی است ادامه می‌دهد،
و به یاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه‌های مغضوب دیکتاتورها؛ خواب راحت را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانی که بر ستم و ظلم خویش اصرار می‌نمایند سلب خواهد کرد.

 آن حضرت می فرمود یک موی کوخ نشینان رابا همه کاخ نشینان عوض نمی کنم... آن حضرت فرمود پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسدو...آیا به این سفارش امام عمل شده است؟یا ادعای پیروی از خط امام برای منافع شخصی وحزبی است؟ ...امامی که بعلت تقوا و خداترسی درعین سادگی وخضوع درمقابل مستضعفین وپابرهنگان دربرابر مستکبرین باقاطعیت مثال زدنی عمل کرده ویک ذره از اصول، کوتاه نیامد، با اینکه رهبر جهان اسلام وحاکم مطلق ایران اسلامی بود ذره ای مقام دنیا در او تاثیر نکرد و او بود که دنیا رابا همه ظواهر فریبنده اش تحت تاثیر قرارداد درحالی که حضرات در زرق و بر دنیا غرق شده وهمه افتخارات گذشته رابرای حفظ موقعیت فراموش کرده و راهشان را از راه ولایت جدا نموده اند دراینجا همان سئوال های صدر مطلب و مگرمگرها تکرار می شوندکه مگر می شود ایناینان همان کسانی باشند که دردوران مبارزه پشت سر امام بودند وتا پای جان مقاومت می کردند؟با کمال تاسف باید گفت آری!اینان هم آنها هستندکه حب جاه و مقام آنها را به این روز انداخته وبه جای رسانده که یا فتنه گرند یا از فتنه حمایت کردند و یا در برابر فتنه ساکت شدند... که باید به آنان گفته شود "أین تذهبون؟"

البته در برابر این قلیل نخبگان دنیا پرست، بحمداله اکثریت قاطع علمای مبارز و شخصیتها برجسته به همراه امت شهید داده ایران اسلامی همچنان پشت سر ولایت ایستاده و از کیان اسلام و دستاوردهای انقلاب خمینی (ره) دفاع می نمایند و امید جهان خواران را برای شکست انقلاب تبدیل به یأس و نا امیدی می نمایند. ان شاء اله.

هنوز هم دیر نشده کسانی که فتنه گرنبوده وفقط دراین راه دچار اشتباه شده برای خاطر خودشان به دامن ولایت ومردم برگردند وبیشتر ازاین خود رادربحر هلاکت غرق ننمایند که خدا ارحم راحمین وتوبه پذیراست.


نویسنده : حسین پاک نهاد

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۰:۳۰
امیر مهدوی
hashemirafsanjani.ir منتقدین هاشمی همچون خوارج، گروهک فرقان، متحجر و توده ای ها هستند!

یادداشت نویس سایت هاشمی رفسنجانی که گویا از فرط عصبانیت به علت اعتراض عمومی جمع کثیری از دانشجویان به حضور رئیس مجمع تشخیص در دانشگاه امیرکبیر عنان قلم خو را از دست داده است منتقدین و مخالفین رفتارهای غلط آقای هاشمی را با القاب و تعابیری چون خوارج ، گروه فرقان، متحجر، توده ای و بی بصیرت(!) خطاب قرار می دهد.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه 598، سایت حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در مطلبی با موضوع حاشیه نگاری از حضور هاشمی در دانشگاه امیر کبیر همچون رویه همیشگی خود ضمن حمله به رئیس جمهور پیشین، منتقدین حضور هاشمی رفسنجانی در دانشگاه امیر کبیر را با الفاظی تند و اهانت آمیز مورد خطاب قرار داد.

نویسنده در بخشی از حاشیه نگاری خود ضمن دعوت منتقدین به داشتن بصیرت آورده است: "بصیرت که شعار نیست!. اگر نداشته باشی یکروز می شود پیاده نظام احمدی نژاد و پلاکارد دزدگیر 88 می زنی!. یکروز هم می شوی دلواپس بی جیره و مواجب متحجران و پلاکارد علیه هاشمی می زنی. چهره ها را که نگاه می کنم غصه ام می گیرد. از صفایی که خرج خطایش می کنند. ای کاش می دانستند دارند جا پای چه کسانی می گذارند. اینها شاید ندانند. ولی پلاکارد امروزشان عین پلاکارد توده های 59 است."

در ادامه این متن نگارنده در حالی که منش و رفتار آقای هاشمی را همان رفتار حضرت  علی(ع) معرفی می کند می نویسد: "آخر مگر می شود یا علی بگویی و ندانی علی(ع)، ناسزای رودرروی خوارج را هم شنید ولی اذن مداخله به هیچکس نداد. واقعاً چاه تحجر با ما چه کرده که هم از تفکر آل هاشم دور شدیم و هم از منش هاشمی؟"

همچنین سایت آقای هاشمی نوشته است که: "جالب است که امیرکبیر را هم فراماسون می دانستند!. امروز هم تاریخ درحال تکرار است. بصیرت که نباشد. نتیجه شور انقلابی می شود گروه فرقان. گویا آقای هاشمی امروز به تعمد آمده. تا تاریخ را تکرار کند. تاریخ تلخ بی بصیرتی ها را."

این در حالی است که بسیاری از تحلیل گران رفتارهای اخیر حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی و اطرافیانش را ناشی از کنار گذاشته شدن ایشان از ساختار قدرت بخصوص در ناکامی های پیاپی آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات های مختلف می دانند و تلاش های اخیر ایشان برای جلب نظر افکار عمومی به سمت خود به نوعی موید این نظر می باشد.

منبع : یاد یاران


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۰:۱۲
امیر مهدوی
امام على علیه السلام:
آیا می خواهى از حزب پیروز خداوند باشى؟ از خدا پروا کن و کارها را درست انجام بده؛ چرا که خداوند با کسانى است که تقواپیشه اند و آنانى که کارها را نیکو (بى عیب و نقص) انجام می دهند.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۰:۰۲
امیر مهدوی
تاملی بر مقاله‌ "آمارسازی‌های شگفت‌انگیز، علم و دمکراسی سازی" منتشره در رادیو زمانه
این‌ها بخشی از مواردی‌ست که اکبر گنجی بدان اشاره کرده و اعتراف و ثابت می‌کند که این‌ها نه تنها واقعیت ندارند بلکه صرفا ادعاهایی‌ست که براساس تکنیک دروغ بزرگ علیه جمهوری استفاده شده است. اما جای تاسف دارد که این حربه را برخی از خودی‌ها علیه نظام استفاده کرده‌اند. اینکه دشمن چنین کاری کند با این توجیه که "کار دشمن دشمنی کردن است" قابل هضم است.

گروه سیاسی - دروغ بزرگ (به آلمانی: Große Lüge)، اصطلاح و تکنیکی است در پروپاگاندا، که اولین بار آدولف هیتلر از آن استفاده کرد و نمایندهٔ تکنیکی تبلیغاتی در دنیای سیاست است. آدولف هیتلر در کتاب نبرد من، می‌گوید مردم شکست آلمان در جنگ جهانی اول را به این دلیل پذیرفتند که یهودی‌های دارای نفوذ در مطبوعات از این تکنیک استفاده کردند. از نظر او این روش مستلزم آن است که دروغ چنان عظیم باشد که هیچ کس باور نکند که «کسی آنقدر گستاخ باشد که چنین بی‌شرمانه حقیقت را تحریف کند». اولین مورد استفادهٔ دروغ بزرگ در این جملهٔ معروف او مستند شده است: «در دروغ بزرگ همواره نیروی قابل باور بودن موجود است.»

به گزارش بولتن، بی را بر گردن او بیاندازید. مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ کوچک باور می‌کنند و اگر دروغی را مکرراً تکرار کنیدعدها یوزف گوبلز که وزیر تبلیغات هیتلر بود این تئوری را با کمی تغییر بدین گونه بیان کرد که دروغ بزرگ یکی از روش‌های تبلیغاتی مورد استفادهٔ انگلستان است که دروغ بزرگی می‌گویند و در ضمن تحت هر شرایطی بر صحت آن پافشاری می‌کنند. شایع است که گوبلز روایت خود از روش دروغ بزرگ را بدون نسبت دادن آن به یهودی‌ها و یا متفقین مورد استفاده قرار می‌داد. این روایت بدون منبع شایع‌ترین نمونهٔ استفاده از دروغ بزرگ است و بر اساس آن معمولاً فرض گفته می‌شود که گوبلز خود مبدع تکنیک دروغ بزرگ بوده است.

در صفحهٔ ۵۱ گزارشی که از طرف دفتر خدمات استراتژیک ایالات متحده در مورد شرح حال روحی هیتلر منتشر شده بود چنین آمده است: «اولین قانون او این است که هیچ‌وقت نگذارید مردم دلسرد شوند، هیچ‌وقت خطا و تقصیری را نپذیرید، هیچ‌وقت تصدیق نکنید که دشمن ممکن است صفت خوبی داشته باشد، هیچ‌وقت جایی برای جایگزین باقی نگذارید، در آن واحد روی یک دشمن متمرکز شوید و تقصیر هر اتفاق بد

، دیر یا زود آن را باور خواهند کرد.»

گفتنی‌ست این تکنیک را خیلی از دشمنان جمهوری اسلامی علیه آن استفاده کرده‌اند. با مراجعه به تاریخ سی و چند ساله‌ی جمهوری اسلامی به خوبی می‌توان شواهد این استفاده‌ی کثیف را دید. به کرات دشمنان انقلاب اسلامی با آمارسازی و سندسازی‌های گوناگون، خواسته‌اند تا واقعیت جمهوری اسلامی را قلب کرده تا به نیات شوم خود دست یابند. نکته اینجاست با وجود همه‌ی استدلالاتی که حامیان جمهوری اسلامی در برابر تمامی ادعاهای دروغ‌آمیز آنها ارائه می‌کردند، متهم به جانب‌داری می‌شدند. اما حالا اتفاقی جالب افتاده که در آن، یکی از نیروهای ضدانقلاب خود معترف به این واقعیت شده و با اشارات مستقیم نشان می‌دهد که چگونه از تکنیک دروغ بزرگ علیه جمهوری اسلامی استفاده می‌کنند، آنهم توسط خودی‌ها!

اکبر گنجی در مقاله‌ای تحت عنوان "آمارسازی‌های شگفت‌انگیز، علم و دمکراسی سازی" به دروغ‌های بزرگی که توسط برخی دولت‌مردان و دیگر افراد در این چند وقت اخیر بیان شده اشاره می‌کند که خواندنش خالی از لطف نیست: «مخالفان جمهوری اسلامی نیز به جای آن که این گونه روش‌های غیر علمی و غیر دموکراتیک را نقد و نفی کنند، به همین سنت توسل جسته و در عدد سازی گوی سبقت را از یکدیگر می‌ربایند:

1. معاون اول رئیس جمهور- در ۵/۲/۹۴ ادعا کرد که دولت احمدی نژاد ۷۰۰میلیارد دلار پول کشور را خرج واردات کرد. سپس افزود : «در دو دوره قبل پیش و پس از مصرف ۷۰۰میلیارد دلار تعداد شاغلین در کشور ۲۰ میلیون نفر بوده است و این به آن معناست که این میزان پول رفته و موجب اشتغال جوانان چینی و کشورهای دیگر شده است.»

2. هزینه مستقیم ۷۰۰میلیارد دلاری پروژه هسته‌ای ایران. مخالفان جمهوری اسلامی در خصوص این پرسش که آیا پروژه استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای به سود "منافع ملی ایران” بوده یا به زیان آن، اختلاف نظر دارند (به عنوان نمونه به نظرات رئیس سازمان انرژی اتمی شاه و اردشیر زاهدی- داماد شاه- بنگرید). با همه اینها، پرسش مهمی نیازمند پاسخ است: جمهوری اسلامی به طور مستقیم تاکنون چه میزان در این پروژه هزینه کرده است؟

3. مدعیان هزینه صدها میلیارد دلاری ایران در پروژه هسته‌ای، این ادعا را هم مطرح می‌سازند که ایران صدها میلیارد دلار به سوریه، حزب‌الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین کمک مالی کرده است. با توضیحاتی که پیش از این گذشت، معلوم نیست جمهوری اسلامی کارخانه چاپ دلار است یا معجزه‌گر؟

4. مطابق گزارش سازمان شفافیت بین‌المللی، ایران از نظر شاخص فساد در وضعیت بدی قرار دارد (جایگاه ۱۴۵ در سال ۲۰۱۳ و جایگاه ۱۳۶ در سال۲۰۱۴). اقتصاد ایران دولتی، فاسد و رانتیر است. اما در این مورد هم اعداد و آمارهای مخالفان با واقعیت سازگار نیست.

5. استاد محترم علوم سیاسی در یک سخنرانی که با کف زدن های ممتد حاضران روبرو می شود، آمارهای مختلفی ارائه می‌کند. از جمله می‌فرمایند یک جنبه از سرنوشت زنان ایران به فاجعه انجامیده است، برای این که ۵۰ درصد ازدواج‌های ایران به طلاق متهی می‌شود.»

این‌ها بخشی از مواردی‌ست که اکبر گنجی بدان اشاره کرده و اعتراف و ثابت می‌کند که این‌ها نه تنها واقعیت ندارند بلکه صرفا ادعاهایی‌ست که براساس تکنیک دروغ بزرگ علیه جمهوری استفاده شده است. اما جای تاسف دارد که این حربه را برخی از خودی‌ها علیه نظام استفاده کرده‌اند. اینکه دشمن چنین کاری کند با این توجیه که "کار دشمن دشمنی کردن است" قابل هضم است. اما چه باید گفت به خودی‌هایی که به قول شاعر: من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هرچه کرد آن آشنا کرد... باشد که حداقل اعتراف نیروهای ضدانقلابی چون اکبر گنجی دلیل و حجتی شود برای آنهایی که تا امروز، استدلالات نیروهای انقلابی را توجیه می‌دانستند. هرچند، آن کسی که دنبال حقیقت است، به این آسمان ریسمان بافی‌ها نیاز ندارد. فقط آرزو می‌کنیم مدیران و مسئولین جمهوری اسلامی با آمارسازی‌های خلاف واقع و تنها بخاطر مسائل حزبی و جناحی، در زمین بازی دشمن بازی نکرده و آب به آسیاب دشمن نریزند و نظام را با هزینه‌های روانی مواجه نسازند.

منبع:یاد یاران
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۹:۴۱
امیر مهدوی

                                   

 بخشی ازبیانات حضرت امام خامنه ایدر دیدار مردم قم در سالگرد قیام ۱۹ دی:

ببینید در جنگ صفین، امیرالمؤمنین در مقابل کفار که قرار نداشت؛ جبهه‌‌‌‌ی مقابل امیرالمؤمنین جبهه‌‌‌‌‌ای بودند که نماز هم میخواندند، قرآن هم میخواندند، ظواهر در آنها محفوظ بود؛ خیلی سخت بود. کی باید اینجا روشنگری کند و حقائق را به مردم نشان دهد؟ بعضی ها حقیقتاً متزلزل میشدند. تاریخ جنگ صفین را که انسان میخواند، دلش میلرزد. در این صف عظیمی که امیرالمؤمنین به عنوان لشکریان راه انداخته بود و تا آن منطقه ی حساس - در شامات - در مقابل معاویه قرار گرفته بود، تزلزل اتفاق میافتاد؛ بارها این اتفاق افتاد؛ چند ماه هم قضایا طول کشید. یک وقت خبر میآوردند که در فلان جبهه، یک نفری شبهه ای برایش پیدا شده است؛ شروع کرده است به اینکه آقا ما چرا داریم میجنگیم؟ چه فایده دارد؟ چه، چه. اینجا اصحاب امیرالمؤمنین - یعنی در واقع اصحاب خاص و خالصی که از اول اسلام با امیرالمؤمنین همراه بودند و از امیرالمؤمنین جدا نشدند - جلو میافتادند؛ از جمله جناب عمار یاسر (سلام اللَّه علیه) که مهمترین کار را ایشان میکرد. یکی از دفعات عمار یاسر - ظاهراً عمار بود - استدلال کرد. ببینید چه استدلالهائی است که انسان میتواند همیشه اینها را به عنوان استدلالهای زنده در دست داشته باشد. ایشان دید یک عده‌‌‌‌ای دچار شبهه شده‌‌‌‌اند؛ خودش را رساند آنجا، سخنرانی کرد. یکی از حرفهای او در این سخنرانی این بود که گفت: این پرچمی که شما در جبهه‌‌‌‌ی مقابل میبینید، این پرچم را من در روز احد و بدر در مقابل رسول خدا دیدم - پرچم بنی امیه - زیر این پرچم، همان کسانی آن روز ایستاده بودند که امروز هم ایستاده اند؛ معاویه و عمروعاص. در جنگ احد، هم معاویه، هم عمروعاص و دیگر سران بنی امیه در مقابل پیغمبر قرار داشتند؛ پرچم هم پرچم بنیامیه بود. گفت: اینهائی که شما می بینید در زیر این پرچم، آن طرف ایستاده‌‌‌‌اند، همینها زیر همین پرچم در مقابل پیغمبر ایستاده بودند و من این را به چشم خودم دیدم. این طرفی که امیرالمؤمنین هست، همین پرچمی که امروز امیرالمؤمنین دارد - یعنی پرچم بنی‌هاشم - آن روز هم در جنگ بدر و احد بود و همین کسانی که امروز زیرش ایستاده‌‌‌‌‌اند، یعنی علی‌بن‌‌‌ابی‌طالب و یارانش، آن روز هم زیر همین پرچم ایستاده بودند. از این علامت بهتر؟ ببینید چه علامت خوبی است. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند، در یک جبهه. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند در جبهه‌‌‌‌‌ی دیگر، در جبهه‌‌‌‌‌ی مقابل. فرقش این است که آن روز آنها ادعا میکردند و معترف بودند و افتخار میکردند که کافرند، امروز همانها زیر آن پرچم ادعا میکنند که مسلمند و طرفدار قرآن و پیغمبرند؛ اما آدمها همان آدمهایند، پرچم هم همان پرچم است. خوب، اینها بصیرت است. اینقدر که ما عرض میکنیم بصیرت بصیرت، یعنی این.

 از اول انقلاب و در طول سالهای متمادی، کیها زیر پرچم مبارزه‌‌‌ی با امام و انقلاب ایستادند؟ آمریکا در زیر آن پرچم قرار داشت، انگلیس در زیر آن پرچم قرار داشت، مستکبرین در زیر آن پرچم قرار داشتند، مرتجعین وابسته‌‌ی به نظام استکبار و سلطه، همه در زیر آن پرچم مجتمع بودند؛ الان هم همین جور است. الان هم شما نگاه کنید از قبل از انتخابات سال ۸۸، در این هفت هشت ماه تا امروز آمریکا کجا ایستاده است؟ انگلیس کجا ایستاده است؟ خبرگزاریهای صهیونیستی کجا ایستاده اند؟ در داخل، جناحهای ضد دین، از توده‌‌‌‌ای بگیر تا سلطنت‌‌‌‌‌طلب، تا بقیه‌‌‌‌ی اقسام و انواع بی دین‌‌‌‌ها کجا ایستاده‌‌‌اند؟ یعنی همان کسانی که از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنی کردند، سنگ زدند، گلوله خالی کردند، تروریسم راه انداختند. سه روز از پیروزی انقلاب در بیست و دوی بهمن گذشته بود، همین آدمها با همین اسمها آمدند جلوی اقامتگاه امام در خیابان ایران، بنا کردند شعار دادن؛ همانها الان می آیند توی خیابان، علیه نظام و علیه انقلاب شعار میدهند! چیزی عوض نشده. اسمشان چپ بود، پشت سرشان آمریکا بود؛ اسمشان سوسیالیست بود، لیبرال بود، آزادی طلب بود، پشت سرشان همه‌‌ی دستگاه‌‌‌های ارتجاع و استکبار و استبداد کوچک و بزرگ دنیا صف کشیده بودند! امروز هم همین است. اینها علامت است، اینها شاخص است؛ و مهم این است که ملت این شاخصها را میفهمد؛ این چیزی است که انسان اگر صدها بار شکر خدا را بکند، حقش را به جا نیاورده است؛ سجده‌‌‌‌ی شکر کنیم.

 این ملت عظیم از قشرهای مختلف در سراسر کشور نگاه میکنند به صحنه، میشناسند صحنه را؛ خیلی چیز بزرگ و مهمی است. اینی که من عرض میکنم روز نُه دی در تاریخ ماندگار است، به خاطر این است. مردم بیدارند؛ همین است که کشور شما را نگه داشته است عزیزان من! همین است که انقلابتان را حفظ کرده است؛ همین است که جرأت سران استکبار را از آنها گرفته است که بخواهند به ملت ایران حمله کنند؛ میترسند. حالا در تبلیغات، زید و عمرو و بکر را میکشند جلو، بمباران تبلیغاتی میکنند؛ اما حقیقت قضیه چیز دیگری است. دشمن حقیقی آنها ملت ایران است، دشمن حقیقی آنها ایمان و بصیرت ملت ایران است، دشمن حقیقی آنها همین غیرت دینی جوانهاست که میجوشد. یک وقتی هم دندان روی جگر میگذارند، صبر هم میکنند، باید هم بکنند؛ اما یک وقت هم آنجائی که وقت حضور در صحنه است، میآیند توی صحنه.
تحلیل حوادث جاری کشورمان تحلیلی نیست که از حوادث عالم جدا باشد. حوادث عالم، حوادث منطقه، اینها به هم متصل است. بخشی هم مربوط به کشور ماست، که البته آن بخش اصلی و اساسی است. علت هم این است که استکبار لنگی کار خود را از اینجا می بیند؛ و این نشان میدهد که یک ملت و یک مجموعه‌‌‌‌‌ی انسانی چه نقشی میتواند ایفاء کند. اینی که امام بزرگوار ما هی خطاب میکرد به امت اسلام، با توجه به این حقیقت است. یک ملت وقتی بیدار میشود، اینجور میتواند همه‌‌‌‌‌‌ی محاسبات استکبار را به هم بریزد. کارخانه‌‌‌‌ای که آنها درست کردند، خط تولیدی که برای به ثمر رساندن اهداف استکبارىِ خودشان به وجود آوردند، این خط تولید را بیداری یک ملت اینجور کُند یا متوقف میکند. اگر همه‌‌ی ملتهای مسلمان بیایند توی میدان، چه میشود! اگر همه‌‌‌‌ی ملتهای مسلمان همین بصیرت را، همین آمادگی را، همین حضور را پیدا کنند، چه اتفاقی در دنیا می افتد! از این میترسند. میخواهند صدای من و شما خاموش بشود و به گوش ملتهای دیگر نرسد. میخواهند کاری کنند که ملتهای دیگر نفهمند تأثیر بیداری و بصیرت یک ملت در حوادث عالم چقدر است.

 یک نکته را هم به جوانان عزیز انقلابی، به فرزندان عزیز انقلابی خودم، به فرزندان بسیجی - از زن و مرد - عرض بکنم: جوانان از اطراف و اکناف کشور، از آنچه که تهتّک بیگانگان از ایمان دینی به گوششان میخورد یا با چشمشان میبینند، عصبانی هستند؛ وقتی می بینند روز عاشورا چگونه یک عده‌‌‌‌ای حرمت عاشورا را هتک میکنند، حرمت امام حسین را هتک میکنند، حرمت عزاداران حسینی را هتک میکنند، دلهاشان به درد می‌آید، سینه‌‌‌‌‌هاشان پر میشود از خشم؛ البته خوب، طبیعی هم هست، حق هم دارند؛ ولی میخواهم عرض بکنم جوانهای عزیز مراقب باشند، مواظب باشند که هرگونه کار بی رویه‌‌‌ای، کمک به دشمن است. اینجا جوانها تلفن میکنند - میفهمم من، میخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه میکنند، هر روز می آورند، من نگاه میکنم - می بینم همین طور جوانها گله‌‌‌‌‌مند، ناراحت و عصبانی؛ گاهی هم از بنده گله میکنند که چرا فلانی صبر میکند؟ چرا فلانی ملاحظه میکند؟ من عرض میکنم؛ در شرائطی که دشمن با همه‌‌‌ی وجود، با همه‌‌‌‌ی امکاناتِ خود درصدد طراحی یک فتنه است و میخواهد یک بازی خطرناکی را شروع کند، باید مراقبت کرد او را در آن بازی کمک نکرد. خیلی باید با احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد. دستگاه‌‌‌‌های مسئولی وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطی از قانون، بایستی مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ اما ورود افرادی که شأن قانونی و سمت قانونی و وظیفه ی قانونی و مسئولیت قانونی ندارند، قضایا را خراب میکند. خدای متعال به ما دستور داده است: «و لایجرمنّکم شنئان قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوی».(۱) بله، یک عده‌‌‌‌ای دشمنی میکنند، یک عده‌‌‌‌ای خباثت به خرج میدهند، یک عده ای از خباثت‌‌‌کنندگان پشتیبانی میکنند - اینها هست - اما باید مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون حزم، انسان وارد برخی از قضایا بشود، بیگناهانی که از آنها بیزار هم هستند، لگدمال میشوند؛ این نباید اتفاق بیفتد. من برحذر میدارم جوانهای عزیز را، فرزندان عزیز انقلابىِ خودم را از اینکه یک حرکتی را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چیز بر روال قانون.

 مسئولین کشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، میبینند؛ میبینند مردم در چه جهتی دارند حرکت میکنند. حجت بر همه تمام شده است. حرکت عظیم روز چهارشنبه ی نهم دی ماه حجت را بر همه تمام کرد. مسئولین قوه‌‌‌‌‌ی مجریه، مسئولین قوه‌‌‌ی مقننه، مسئولین قوه‌‌‌‌ی قضائیه، دستگاه‌‌‌های گوناگون، همه میدانند که مردم در صحنه‌‌‌اند و چه میخواهند. دستگاه‌‌‌‌‌‌ها باید وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنیت و اینها، هم وظائفشان در زمینه‌‌‌ی اداره‌‌‌‌‌‌ی کشور.

مسائل کشور که فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نیست؛ کشور مسائل اقتصادی دارد، مسائل علمی دارد، مسائل سیاسی دارد، مسائل بین‌‌‌‌‌‌‌المللی دارد، مسائل امنیتی دارد؛ صدها مسئله‌‌‌ی مهم پیش روی مسئولان کشور هست؛ باید اینها را انجام بدهند؛ باید کشور را مدیریت کنند؛ باید کشور را جلو ببرند. دشمن میخواهد با این حوادث، چرخهای کشور از کار بیفتد؛ نباید به دشمن کمک کرد. دشمن میخواهد با اینگونه حوادث، چرخ پیشرفت اقتصادی متوقف بشود؛ دشمن میخواهد چرخ پیشرفت علمی که بحمداللَّه دور برداشته است و حرکت علمی خوبی آغاز شده و رو به رشد هم هست، متوقف بشود؛ دشمن میخواهد حضور سیاسی قدرتمندانه ی جمهوری اسلامی در عرصه های بین‌‌‌‌‌المللی را که امروز از گذشته بسیار بارزتر و پرجلوه‌‌‌‌تر است، مخدوش کند، خراب کند با این مسائل اینجوری؛ نباید به دشمن کمک کرد. بنابراین مسئولان باید کارهای خود را در زمینه‌‌‌‌های اقتصادی، در زمینه‌‌‌‌‌های علمی، در زمینه‌‌‌های سیاسی، در زمینه‌‌‌های اجتماعی، در همه‌‌ی زمینه هائی که مسئولیتی دارند، وظیفه‌‌‌ای دارند، با قدرت، با قوّت و با دقت انجام بدهند. همکاری های با دولت و مسئولین کشور هم باید ادامه پیدا کند. مردم هم که حضور خودشان را در صحنه نشان داده اند.

 بزرگترین ثروت برای یک نظام همین است که مردم پشت سرش باشند. آمدند به اصطلاح خواستند این حرکت مردمی را خراب کنند؛ گفتند راهپیمائی حکومتی! بی عقلها نفهمیدند که با این حرف دارند حکومت را تعریف میکنند؛ دارند از حکومت تمجید میکنند. این چه حکومتی است که در ظرف دو روز - روز عاشورا (یکشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه این حرکت عظیم راه افتاد - میتواند یک چنین بسیج عظیم ملی را در سرتاسر کشور بکند؟ امروز کدام کشور دیگر، کدام حکومت دیگر چنین قدرتی دارد؟ قویترین حکومتهای دنیا و ثروتمندترینشان - که ولخرجیهای زیادی هم برای جاسوس پروری و خرابکاری و تروریست پروری دارند - اگر همه ی تلاششان را هم بکنند، نمیتوانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بیاورند توی خیابانهای شهرشان یا کشورشان. چند ده میلیون انسان در سرتاسر کشور بیایند! اگر به دستور حکومت آمده باشند، این خیلی حکومت مقتدری است؛ پس خیلی حکومت قویای است که اینجور امکان بسیج را دارد. اما حقیقت غیر از این است؛ حقیقت این است که در کشور ما حکومت و مردمی وجود ندارد - همه یکی اند - مسئولین حکومت، از شخص حقیر این بنده گرفته تا دیگران، هر کدام قطره‌هائی هستیم در اقیانوس عظیم این ملت.
 رحمت خداوند بر روان پاک امام بزرگوارمان که سلسله‌‌جنبان این حرکت عظیم، او بود؛ و رحمت خداوند بر روان پاک شهدای عزیزمان که آنها بودند که پیشروان و سابقون این حرکت عظیم بودند، که «و السّابقون السّابقون. اولئک المقرّبون»؛ (۲) اینها هستند که راه را باز کردند، هموار کردند؛ و رحمت خدا بر شما مردم عزیز، بر شما جوانان عزیز، که اینجور بصیرت و آمادگی را از خودتان نشان میدهید و دشمن را از دست اندازی به کشورتان و نظامتان و انقلابتان مأیوس میکنید. خداوند ان شاءاللَّه یار و نگهدار شما باشد.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۳:۰۲
امیر مهدوی

رهبر انقلاب صبح دیروز از نمایشگاه کتاب تهران دیدن و با حضور در غرفه‌های ناشران با آنها گفت‌وگو کردند و به تورق کتاب‌های مختلف پرداختند. به گزارش تسنیم، رهبر معظم انقلاب با حضور در غرفه انتشارات بین‌الملل، برخی کتاب‌های این ناشر را تورقی کردند و در پاسخ به توضیحات ناشر درباره کتاب «زینب؛ فریاد فریادمند» اثر آنتوان بارا، فرمودند: نویسنده مسیحی عنوان بسیار زیبایی برای این کتاب انتخاب کرده است. زمانی که ناشر به ایشان گفت نویسنده مسیحی پس از رونمایی از کتاب یک نسخه از آن را به ایشان هدیه کرده است و در ابتدای آن نیز جملاتی را نوشته است، رهبری فرمودند: بسیار جالب است. مجموعه آثار صحابه پیامبر و  عالم ربانی از دیگر آثار انتشارات بین‌الملل بود که رهبر انقلاب این کتاب‌ها را تورق کردند و فرمودند: کتاب‌های ارزشمندی است. رهبر انقلاب همچنین در بازدید از غرفه شهید ابراهیم هادی، از مسؤول غرفه درباره میزان استقبال جوانان از کتاب‌های منتشر شده توسط این ناشر که عمدتا درباره شهدای دوران دفاع مقدس است، پرسیدند که غرفه‌دار گفت: نسبتا این کتاب‌ها مخاطبانی دارند اما عمده جوانان به دنبال کتاب‌های منتشر شده با موضوع شهدای علمی و شهدای مدافع حرم هستند. رهبر انقلاب همچنین در بازدید از غرفه فرهنگ معاصر کتاب‌هایی همچون «چین» اثر هنری کیسینجر، فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، آسمان جان و مجموعه کتاب‌های نصرالله پورجوادی را تورق و آن کتاب‌ها را از نشر فرهنگ معاصر خریداری کردند. از طرفی بازدید رهبر انقلاب از غرفه‌های 3 انتشارات «نی»، «ثالث» و «ققنوس» با حاشیه‌های جالب توجهی همراه بود. رهبر معظم انقلاب با حضور در غرفه انتشارات «نی»،کتاب‌های «حکمت، معرفت و سیاست در ایران»، « فرهنگ پسامدرن»، «تفسیرهای جدید بر فیلسوفان سیاسی مدرن»، «تاریخ فلسفه سیاسی»،  «کینکاس بوربا»، «شرلی»،
«نواندیشان ایرانی؛ تاریخچه اندیشه سیاسی غرب» و «تضاد دولت و ملت، نظریه تاریخ و سیاست در ایران» را تورق کردند. ایشان همچنین پس از معرفی کتاب جنبش دانشجویی پلی‌تکنیک ایران اظهار داشتند که چرا از واژه «پلی تکنیک» به جای «امیر کبیر» استفاده شده است؟ همچنین حجت‌الاسلام رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره بازدید ایشان از این غرفه گفت: در ابتدای بازدید توضیحاتی درباره دانشنامه فاطمی خدمت ایشان بیان کردم. البته ما دانشنامه را پیش از این خدمت رهبری ارسال کرده بودیم که ایشان فرمودند کتاب را تورقی کرده‌اند اما هنوز فرصت مطالعه آن را نیافته‌اند اما اینکه براساس تعالیم حضرت زهرا (س) و نوع زندگی ایشان یک سبک زندگی تعریف کرده‌ایم، قدم با ارزشی است. در این بازدید کارکنان این غرفه، انگشتری فیروزه‌ای را تقدیم رهبر انقلاب کردند. همچنین در خلال بازدید، برخی مسؤولان غرفه‌ها از رهبر انقلاب چفیه‌هایی را هدیه گرفتند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بازدید از راهروی 20 در غرفه شهید زین‌الدین احوال مادر شهید را جویا شدند و درباره شهدای زین‌الدین فرمودند: زین‌الدین‌ها شهدای شاخصی بودند.
 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۲:۳۱
امیر مهدوی

حسین قدیانی: اولی که آمدند مدعی شدند؛ «چرا اروپا؟ بهتر است وارد مذاکره با خود کدخدا شویم!»
منظورشان از «کدخدا» آمریکا بود. سی‌وچند سال بعد از انقلاب خمینی، هنوز فکر می‌کردند آمریکا کدخدای عالم است!

علامت تعجب را من یکی گذاشتم، تو صد تا فرض کن! خودشان پیام بهمن 57 را نگرفته بودند، توهم زده بودند منتقد، پیام فلان روز ماه خرداد را نگرفته! آن هم منتقد صاحب شعوری که پیروزی چنددهم درصدی را هرگز بهانه نکرد برای دبه درآوردن! ابتدا تبریک گفت، بعد به دوستی یعنی همان همدلی و همزبانی دست دراز کرد سمت فرد پیروز، لیکن این دست، حواله به جهنم داده شد. در عوض و شاید من‌باب آنچه به آن «اعتدال» می‌گفتند، به گرمی دست کدخدا را فشردند! «کدخدا» را تو بخوان ابلیس! یا به تأسی از خمینی، «شیطان بزرگ»! برای بزک کردن جناب ابلیس، یک کارهایی هم کردند! گمان‌شان این بود با کمی لوازم آرایش و خط چشم و رژ لب و بلکه هم اپیلاسیون، دیو می‌شود فرشته! مثلا اگر قرار بود چیزی مرقوم بفرمایند، همچین می‌نوشتند که تو گویی جلاد تحریم، آدم شده، از آن آدم حسابی‌ها! همه حرف‌شان این بود که او با ماست، نه مثلا با سنا یا نتانیاهو! یک جوری با جان کری هواخوری می‌رفتند و جوری اوباما را «باهوش و مؤدب» می‌خواندند کأنه در دوگانه ایران و اسرائیل، آمریکا عن‌قریب غش می‌کند طرف ایران! ابلیس اما آدم نشد که هیچ، یک روز در خلال مذاکرات، دفاع از بمب‌های اسرائیل کرد علیه کودکان غزه و دگر روز طرف سعودی‌های وحشی را گرفت علیه کودکان یمن! و باز هم در خلال مذاکرات! و باز دوباره هم در همین خلال، یعنی خلال مذاکرات، دیدیم و شنیدیم که تحریم همپای تهدید، محکم‌تر از قبل سر جای خود باقی مانده! حالا حرف حساب من چیست؟ من اصلا می‌خواهم بگویم عجالتا بی‌خیال آرمان و ایدئولوژی و بهمن 57 و خون شهدا. «عجالتا بی‌خیال...» را ناظر بر سوژه یادداشت دارم می‌نویسم! عزیز من! عجالتا بی خیال این موارد! «عقل» که داری شما؟!‌ آدم عاقل آیا زیر سایه تهدید، مذاکره هم می‌کند؟! مگر نگفتید و ننوشتید که مذاکره با کدخدا همانا و لرزه افتادن بر ساختمان تحریم، همانا؟! و مگر مدعی نبودید که صرف مذاکره، نه فقط تحریم را کم می‌کند که تهدید را هم؟! پس چه شد؟! مستندات شما کجاست؟! پاسخ‌تان چیست؟! اصل اصل اصلش داعیه داشتید که اگر بیش از دولت‌های اروپایی، مذاکره با خود کدخدا کنیم، سایه تحریم از سر ملت ما برداشته می‌شود! برداشته شد؟! برداشتند؟! شگفتا! جری‌تر هم شده کدخدا، بیشتر دم از تهدید می‌زند! دیگر چه جوری باید تو را بپیچاند به سود سنا؟! تو ساده بودی که زیادی جدی گرفتی دعوای دموکرات و جمهوریخواه را! او با سنا است، نه حتی با تو که این همه خوب کدخدا را گفتی! من اصلا فرض می‌کنم ملل متحد، هیچ منشوری ندارد که مثلا یکی از مفادش کان‌لم‌یکن تلقی کردن مذاکره زیر سایه تهدید باشد! من اصلا فرض می‌کنم آرمان، هیچ است و ایدئولوژی، پوچ! این وسط می‌خواهم ببینم عقل تو چه می‌گوید؟!
«عقل» حقا که «رسول باطنی» است. آیا پیام پیامبر درونی این است که دشمن، دانش بومی تو را بگیرد، تحریم را برندارد، چشم طمع به اندرونی مهمات تو داشته باشد، بیست و چهار ساعته هم تو را تهدید کند و تو باز هم با او مذاکره کنی؟! من از قضا دعوا سر همین مذاکره زیرسایه تهدید دارم و الا وای به حال آن توافقی که بخواهد از خلال چنین مذاکراتی حاصل شود! آن دیگر ببین چه ملغمه‌ای خواهد شد! من در این مجال، هیچ بنا ندارم که بیاورم از فلان صفحه صحیفه‌نور! مع‌الاسف دست فرمان شما به گونه‌ای است که به این مقدسات نمی‌رسد! توصیه من به شما توصیه عقل است. یک چیزی بدیهی‌تر از 2 ضربدر 2 که می‌شود 4  ! من چکار دارم که حسین شریعتمداری در کیهان چه نوشته یا مهدی محمدی در همین «وطن امروز»؟! من چکار به یادداشت محمد ایمانی دارم در اوایل همین هفته؟! مستند من حرف‌های خودتان است که گاه می‌گویید؛ «آمریکا بی‌عهد است»، گاه می‌گویید؛ «آمریکا در فکت‌شیت ارائه‌شده توسط کاخ سفید دروغ گفته»، گاه می‌گویید؛ «آمریکا دبه درآورده» و... ! خب، مردان حسابی! با چنین جانور جلادی که هم دروغ می‌گوید، هم بی‌عهدی می‌کند، هم دبه درمی‌آورد، چه سود از مذاکره؟! این حالا قصه مذاکره با آمریکاست، وای از غصه توافق با ابلیس! نه این ستون، جایگاه خطیب جمعه است و نه من امام آدینه. پس شما را به جای تقوا، عجالتا دعوت می‌کنم به عقل! از قضا، عقل می‌گوید؛ از کدخدا نترس، از خدا بترس! آنی که شما کدخدا می‌خوانیدش سی و چند سال بدبیاری آورده، شغلش را عوض کرده و دیگر کدخدا نیست!‌ فوق فوقش «جلاد تحریم» باشد! یک «جلاد» داریم که رئیس‌جمهور آمریکاست، یک «دلال» هم داریم که رئیس‌جمهور آمریکا گفت کیست!
زیر سایه تهدید، چون به حکم عقل، هیچ تحریمی برداشته نمی‌شود، پس جملاتی که بین این سو و آن سوی میز مطرح می‌شود دیگر نامش «مذاکره» نیست. من نمی‌خواهم نام این کار غیرعقلانی را عیان کنم اما می‌خواهم در این سطور آخر، پرده از یک راز مهم بردارم؛ در سر آدمی، خدا عضوی آفریده که نام مبارکش «عقل» است! با کسی که هر روز تهدیدت می‌کند، رفتی و نشستی پای میز مذاکره! تهدید بیشتر شد، هیچ اما از تحریم کم نشد! حالا باز برو با او مذاکره کن تا او بیشتر به تو بفهماند با کیست؛ با تو یا با سنا؟! تحریم را که برنداشت و تاکید هم دارد برنمی‌دارد؛ حالا باز برو با او مذاکره کن! مذاکره کن... آری! مذاکره کن با مهم‌ترین حامی داعش، با مهم‌ترین حامی مرکاوا، با مهم‌ترین حامی طیاره بمب‌اندازهای سعودی، با مهم‌ترین حامی هر ظلم و ستمی! یک ساعت عقل را به کار انداختن یعنی تفکر. ساعتی تفکر اگر از هزار ساعت عبادت بهتر است، از هزاران دور مذاکره آن هم زیر سایه تهدید به طریق اولی برتری دارد. برای اقتدار انقلاب اسلامی، بیش از 300 هزار شهید داده‌ایم اما در این مجال ضمن شرمندگی از خون شهدا، می‌خواهم بنویسم عجالتا اوصیکم به عقل!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۲:۲۷
امیر مهدوی